عبدالله مستوفى
272
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
ببينيم اين سفارت چه كارى را بايد انجام دهد كه براى قبولاندن آن اينقدر اصرار به كار ميرود . مقاومت مثبت تبريزيها و مقاومت منفى عمومى بر ضد محمد عليشاه ، البته ابتدا انگليسها و بعدا براهنمائى آنها روسها را متوجه كرده كه بمباران مجلس براى منافع آنها هم زيانآور بوده است و همراهى آنها با شاهى كه نه نفوذ دارد و نه ماليات به او ميدهند . چه فائدهاى دارد ؟ اگر بخواهند به زور اسلحه بر ايران فايق آيند ، با داخلهء خود كه اكثر مردم آزادىطلبند و اين اقدامات را بيرويه ميدانند ، چه ميكنند ؟ مثل روسها در اين اوقات عينا مثل زنى بود كه سر خود را نميتوانست ببندد بعروسيخانه ميرفت و داوطلب بستن سر عروس ميشد « 1 » . گذشته از اين ، همپيمانى آنها هم با انگليسها اقتضا داشت كه با مشورت همديگر در ايران كار كنند . اين بود كه وزير مختار خود را در تهران عوض كرده ، پاكلوسكىكزل مستشار سفارت خود در لندن ، مرد ملايم انگليسىمآب ، را بجاى سلفش گارتويك كه مردى مستبد و خشن بود ، بايران فرستادند و البته كلنل لياخوف امروز غير از كلنل لياخوف موقع بمباران مجلس شده بود و در مقابل اوامر شاه بيشتر عذرتراشى ميكرد . محمد على شاه هم كه عمدهء اتكالش در استبداد خود بقوهء قزاق بود ، از رفتار اين رئيس بريگاد خود احساس كرد كه زمينه تغيير كرده و بفكر افتاد كه سفير كبيرى بدربار روسيه بفرستد كه جناب ايشان وضعيت قشون ايران را در پشت دروازهء تبريز و بىاهميتى قيام اين شهر و بىموضوعى ضديت عمومى مردم ايران با اوضاع حاضر را بنفع استبداد توضيح و تشريح نمايند و دولت روسيه را براى پيشرفت مقاصد استبدادى خود همراه كنند . براى پذيرفتن اين سفير كبير ، از طرف دربار روسيه البته مانعى نبود و چنونيكهاى وزارت خارجه « كارمند » ، حتى سازانف معاون وزير هم ، با كمال ميل حاضر بودند اظهارات سفير كبير ايران را شنيده و اقدامات مستبدانهء شاه را تحسين و حتى دستورى هم بستاد ارتش روسيه بدهند كه اگر اقتضا كرد كلنل خشنتر از لياخوفى بجاى او بفرستند ، ولى در اين صورت با همپيمان تازهء خود كه قرار گذاشتهاند در كار ايران آنچه ميكنند به اطلاع يكديگر باشد چكنند ؟ البته همان روزى كه از وزارت خارجهء ايران ، در تهران ، راجع بفرستادن اين سفير كبير مذاكره شده است ، سفراى طرفين باهم مشورت كرده و هر دو يكنواخت بدربارهاى دولتين گزارش داده و اظهار عقيده كرده و وزارت خارجهء دولتين هم بتوسط مأمورين خود در دربار يكديگر قضايا را حل كرده و جواب پاكلوسكىكزل در تهران مستند به اين سوابق بوده است و با اين مقدمه ، جواب وزارت خارجهء روسيه بسفارت ايران ، مسلما منفى خواهد بود . ولى گلهء محمد عليشاه بر فرض اينكه بمشاوره با رئيس دفتر مخصوص خود و شاپشال خان هم مجهز ميشد ، قابليت اين باريكبينىها را نداشت . چنان كه از يكطرف اين تلگراف را بسفارت ايران فرستادند و از طرف ديگر جناب سفير كبير را هم با اعتبارنامه به سمت سفارت كبرى روانه كردند . وقتى جواب منفى وزارت
--> ( 1 ) - اين ضرب المثل كه بازهم مثل دهاتى است بدين مضمون است يكى سر خودش را نميتوانست ببندد بعروسىخانه ميرفت كه سر عروس را ببندد .